در گوری متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد، ۱۰۲ مهره کوچک کنار یک فرد دفنشده پیدا شده است؛ ۵۱ مهره روشن و ۵۱ مهره رنگی که احتمالاً اجزای یک بازی دونفره بودهاند. باستانشناسان هنوز صفحه یا تخته بازی را پیدا نکردهاند و معلوم نیست مردمان شهر سوخته دقیقاً با چه قوانینی این بازی را انجام میدادند.
این یافته در بیستویکمین فصل کاوشهای شهر سوخته به دست آمده و با بازی مشهوری که سالها قبل در این محوطه کشف شده بود، تفاوت دارد. همین چند قطعه کوچک، تصویری تازه از زندگی مردمی ارائه میدهد که ۴۶ قرن پیش، در کنار کار، تجارت و تولید، برای سرگرمی نیز وقت میگذاشتند.
اما کشف یک اثر باستانی پایان کار نیست. از لحظهای که نخستین مهره از خاک بیرون میآید، محل کاوش به محدودهای حساس تبدیل میشود؛ فضایی که ورود یک فرد ناآگاه یا حتی یک قدم اشتباه میتواند اطلاعاتی را از بین ببرد که دیگر قابل بازیابی نیست.
۱۰۲ مهره پیدا شد، اما صفحه بازی کجاست؟

بررسیهای اولیه نشان میدهد مهرهها به دو گروه مساوی تقسیم میشوند و احتمالاً برای بازی همزمان دو نفر ساخته شدهاند. بااینحال، هنوز نمیتوان درباره قوانین بازی یا شیوه چیدن مهرهها با اطمینان صحبت کرد.
نبود صفحه بازی میتواند دلایل مختلفی داشته باشد. شاید صفحه از مادهای مانند چوب، پارچه یا چرم ساخته شده و در طول هزاران سال از بین رفته باشد. این احتمال نیز وجود دارد که خطوط بازی روی سطحی ترسیم میشده که اکنون اثری از آن باقی نمانده است.
برای باستانشناسان، محل قرارگرفتن هر مهره بهاندازه خود مهره اهمیت دارد. فاصله قطعات از یکدیگر، عمق قرارگیری آنها، جهت تدفین و اشیای اطراف میتواند نشان دهد این مجموعه چگونه و با چه هدفی داخل قبر گذاشته شده است. اگر مهرهها پیش از ثبت دقیق جابهجا شوند، بخشی از این اطلاعات برای همیشه از دست میرود.
همراه این بازی چه چیزهای دیگری از خاک بیرون آمد؟
بازی فکری تنها یافته خبرساز این فصل نبود. کاوشگران در بخشهای مسکونی و گورستان شهر سوخته، یک شانه استخوانی منقوش، بقایای پارچه و چرم و حتی آثاری از تخممرغ پیدا کردهاند. گونههای تازهای از تدفین نیز شناسایی شده که میتواند اطلاعات بیشتری درباره باورها و روابط اجتماعی مردم آن دوره در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
حفظ بقایای آلی پس از چند هزار سال اتفاق رایجی نیست. پارچه، چرم و مواد غذایی معمولاً خیلی زودتر از سنگ و سفال از بین میروند. اقلیم خشک منطقه به ماندگاری بخشی از این آثار کمک کرده، اما همان قطعات باقیمانده پس از بیرونآمدن از خاک در برابر نور، باد، تغییر رطوبت و تماس مستقیم آسیبپذیرتر میشوند.
شهر سوخته در حدود ۵۶ کیلومتری جنوب زابل قرار دارد و وسعت محوطه آن نزدیک به ۲۷۵ هکتار است. این شهر از حدود ۳۲۰۰ پیش از میلاد شکل گرفت و تا اوایل هزاره دوم پیش از میلاد مسکونی بود. منطقه مسکونی، بخشهای تولیدی و گورستان بزرگ آن نشان میدهد با یک سکونتگاه ساده روبهرو نیستیم؛ اینجا یکی از مراکز مهم شهری عصر مفرغ بوده است.
«قرنطینه» یک محوطه باستانی یعنی چه؟
قرنطینه در اینجا اصطلاح پزشکی نیست. منظور ایجاد محدودهای کنترلشده پیرامون محل کاوش است تا فقط اعضای گروه پژوهشی و افراد مجاز بتوانند وارد آن شوند.
در نخستین مرحله، محدوده کشف با ریسمان، میخهای نشانهگذاری یا موانع سبک مشخص میشود. سپس مسیر رفتوآمد، محل قرارگیری ابزارها و نقطه ورود نیروهای کاوش تعیین میشود. یافتهها پیش از جابهجایی عکاسی، شمارهگذاری و روی نقشه ثبت میشوند.
این محدودیت فقط برای جلوگیری از سرقت آثار نیست. ورود بازدیدکنندگان، حرکت خودروها، عبور دام یا قرارگرفتن ابزار در نقطهای اشتباه میتواند لبه ترانشه را تخریب کند یا ترتیب لایههای خاک را به هم بزند. به همین دلیل، محوطه تازهکشفشده گاهی ظاهری شبیه یک منطقه قرنطینه پیدا میکند.
یک ردپا چگونه بخشی از تاریخ را پاک میکند؟
آنچه در یک کاوش اهمیت دارد فقط اشیای سالم و قابلنمایش نیست. تفاوت رنگ خاک، ذرات زغال، دانههای گیاهی، استخوانهای بسیار کوچک و حتی فضای خالی باقیمانده از یک جسم پوسیده نیز میتواند اطلاعات داشته باشد.
یک ردپا ممکن است خاک دو لایه متفاوت را با یکدیگر مخلوط کند. فشردهشدن خاک میتواند تشخیص مرز یک قبر یا دیوار گلی را دشوار کند. لمسکردن یک قطعه نیز احتمال آلودگی نمونههایی را افزایش میدهد که قرار است برای تاریخگذاری کربن ۱۴ یا آزمایشهای ژنتیکی بررسی شوند.
خطر دیگری نیز وجود دارد: انتشار سریع موقعیت دقیق کشف در شبکههای اجتماعی. چنین اطلاعاتی ممکن است افراد کنجکاو یا حفاران غیرمجاز را شبانه به محدوده بکشاند. محوطهای با وسعت چندصد هکتار را نمیتوان تنها با حضور چند نگهبان زیر نظر گرفت.
چرا یک نوار هشدار کافی نیست؟

نوارهای رنگی برای مشخصکردن یک ترانشه در ساعات کاری مناسباند، اما مانع واقعی محسوب نمیشوند. باد میتواند آنها را پاره کند، حیوانات بهسادگی از زیرشان عبور میکنند و در تاریکی نیز بهخوبی دیده نمیشوند.
بااینحال، نمیتوان هر حصاری را وسط یک محوطه تاریخی نصب کرد. حفر چاله عمیق برای پایهها ممکن است به لایههای کشفنشده آسیب بزند. ورود ماشینآلات سنگین نیز برای خاک و سازههای خشتی خطر دارد. بنابراین، محل نصب مانع باید بیرون از محدوده حساس و با تأیید مسئولان کاوش تعیین شود.
در اطراف ترانشهها میتوان از موانع سبک و قابلجابهجایی استفاده کرد و حفاظت ثابتتر را در مرز بیرونی محوطه قرار داد. دروازه مشخص، مسیر کنترلشده بازدید و امکان مشاهده داخل محدوده بدون ورود به آن نیز مدیریت محوطه را آسانتر میکند.
حصار یک محوطه تاریخی باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
به نقل از اطلس فنس، هنگام انتخاب حصار برای فضای باز نباید فقط ارتفاع آن را در نظر گرفت؛ ضخامت مفتول، اندازه چشمه، نوع پوشش، فاصله پایهها و شیوه مهار بخش پایینی نیز بر عملکرد نهایی اثر میگذارند.
در یک محوطه تاریخی، این مشخصات باید با حساسیت زمین نیز هماهنگ شوند. حصار پیرامونی باید دید داخل محوطه را کاملاً مسدود نکند، در برابر باد و گردوغبار منطقه مقاوم باشد و دروازه آن امکان کنترل رفتوآمد را فراهم کند. پایهها نیز باید خارج از عرصه کاوش و بدون آسیبزدن به لایههای باستانی نصب شوند.
برای محدودههای موقت، قابلیت جابهجایی مهمتر از ساخت یک مانع سنگین است. اما در مرز بیرونی سایتی که ماهها یا سالها محل پژوهش خواهد بود، مقاومت اتصالات، دوام پوشش و جلوگیری از ایجاد فاصله در پایین حصار اهمیت بیشتری پیدا میکند.
معمای بازی هنوز حل نشده است
اکنون باستانشناسان میدانند مردم شهر سوخته ۴۶۰۰ سال پیش مجموعهای متشکل از دو گروه مهره داشتهاند؛ اما هنوز نمیدانند صفحه بازی چه شکلی بوده، هر بازیکن چگونه حرکت میکرده و برنده بر چه اساسی مشخص میشده است.
پاسخ این پرسشها شاید در چند سانتیمتر خاک اطراف همان قبر پنهان باشد. به همین دلیل، بستن راه ورود به محل کشف واکنشی اغراقآمیز نیست. گاهی ارزشمندترین چیزی که باید محافظت شود خود مهرهها نیستند؛ جای دقیق آنها در خاک است.
این مقاله یک رپورتاژ اگهی است و مجله اینترنتی طاووس مسئولیتی در خصوص محتوا یا خدمات معرفی شده ندارد.








Leave a Reply